یا علی اصغر




در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود
چیزی که به من توان زاری میداد
قنداقة خونـین عــلیاصغــر بــود

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی
یا علی اصغر 



در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود
چیزی که به من توان زاری میداد
قنداقة خونـین عــلیاصغــر بــود

نظرات (4)